عروسی رفتن 30.3.93
آخ جون ن ن عروسی 
ان شالله روزی خودت باشه جوجوامروز عروسی خواهر دوست خاله فریدس و ماهم دعوت بودیم و من و تو س 8 آماده شدیم و رفتیم دنبال خاله فرزانه و مامانم و رفتیم سالن ستاره طلایی البته اینم بگو که عروسی من و بابایی هم توی همین سالن بود خخخخخخخ خلاصه رسیدیم سالن و تو بعد کمی آشنایی واز احساس غریبگی درومدن شروع کردی بعه گشت و گذارو فضولی توی سالن مگه میومدی یه لحظه بشینی تا اینکه عروس اومد همه رفتن وسط برای قرقر قر دادن و توهم که توی رقص آماده ای سریع رفتی و کلی ازت عکس گرفتم توهم همچنان تا لحظه آخر میرقصیدی من
موندم تو بزرگ شی چی میشییییییییییییییی خدااااااااااا



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عروسی رفتن 30.3.93 
